"حفره" روایتگر رئالیسمی شاعرانه است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حسین معززی نیا (منتقد) گفت: فیلم "حفره" ساخته "ژاک بکر" در سال ۱۹۶۰ یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما و بسیار تاثیر گذار است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حسین معززی نیا (منتقد) گفت: فیلم "حفره" ساخته "ژاک بکر" در سال ۱۹۶۰ یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما و بسیار تاثیر گذار است.
این فیلم در واقع نتیجه پختگی فیلم ساز به سبک و سیاق کاری وی و پرورش و پیدا کردن در شکلی از فیلمسازی است و اگر از آن نیز فراتر رویم نمونه پخته شده شکلی از فیلمسازی در فرانسه است که سال ها پشتوانه و تجربه فیلم سازان دیگر را دارد.
ژاک بکر پرورده مکتبی به نام "رئالیسم" شاعرانه است که نشانه هایی از این مکتب را در فیلم می بینیم. رئالیسم شاعرانه دوره ای از تاریخ سینمای فرانسه است که در واقع با ظهور یکی از شاعران فرانسه به نام ژاک پرور که فیلم نامه نویس نیز بود بوجود آمد. فیلم نامه های این مکتب داستان های اجتماعی و روزمره ای را درباره زندگی مردم فرانسه تعریف می کند، داستان هایی که به شرایط بین دو جنگ و حال و هوای جامعه فرانسه در آن دوران می پردازد.
گرچه این گونه فیلم ها جنبه اجتماعی و حتی جنبه های تلخی نیز دارند و داستانی حزن انگیز و تاثیرگذاری را تعریف می کنند اما به دلیل لحن شاعرانه و تاثیرگذاری عاطفی و رمانتیکی که دارند و جزء خصایص مکتب ادبی و هنری رئالیسم شاعرانه در سده های قبل در فرانسه است، تلخی آن به چشم نمی خورد که یکی از دلایل آن حضور ژاک پرور شاعر به عنوان فیلم نامه نویس در این مکتب بوده است.
معززی نیا افزود: فیلم سازان بزرگی در این مکتب پرورش پیدا کردند و پشتوانه مهمی را برای سینمای فرانسه ساختند و بکر از کسانی بود که در این مکتب کار کرد و از ابتدا دستیاری ژان رنوار را می کرد و بعدها خودش نیز با شاخصه های همین مکتب به فیلمسازی پرداخت. بکر فیلمسازی را ادامه داد البته هیچ وقت جزء فیلم سازان پر کار نبود که به صورت انبوه و پی در پی برای بیننده عادی سینما فیلم بسازد و کارگردان گزیده کاری نیز باقی ماند.
"حفره" اوج وسواس بکر بود یعنی با نهایت دقت و تمرکز ساخته شده است.
وی تصریح کرد: روایت هایی در مورد فیلم موجود است که حتی بکر بخش هایی از فیلم را دوباره فیلمبرداری و مونتاژ کرده است، بخش هایی از آن را تصحیح کرده و ساخت فیلم به درازا کشید. این که این وقایع تا چه حد درست است و تا چه حد این فیلمبرداری ها انجام شده مورد بحث نیست اما نکته اصلی این است که خود فیلم نشان می دهد که چه مقدار دقیق و مثال زدنی است. فیلمی که مشابه آن به لحاظ دقت در چینش اجزا، روایت دقیق، کنترل فیلم و اینکه احسن فیلم با عناصری که مد نظر فیلم ساز است یکدست پیش می رود در تاریخ سینما وجود ندارد.
این منتقد سینما با اشاره به مجهول بودن داستان فیلم، خاطر نشان کرد: داستان فیلم یکی از داستان های مجهول در تاریخ سینماست و درگونه داستان های فرار از زندان قرار می گیرد. در واقع داستان از جایی شروع می شود که یک تازه وارد به سلول می آید.
جالب است قبل از هر چیز به ابتدای فیلم توجه کنیم. شروع فیلم غیر متعارف است و بدون اینکه نام فیلم و کارگردان ذکر شود و تیتراژ می آید در یک پلان شخصیتی به بیننده نزدیک می شود در حالی که ماشین خود را تعمیر می کند، از ماشین فاصله می گیرد و به طرف دوربین می آید و رو به تماشاگر اعلام می کند که شما در حال تماشای داستان های واقعی یک شخصیت هستید و آن شخصیت می گوید که دوستم ژاک بکر داستان زندگی من را برای شما روایت می کند. خود به خود چنین شروعی بیننده را به سمتی سوق می دهد که باور کند یک داستان واقعی را تماشا می کند، حتی شخصیت اصلی فیلم که رو به بیننده صحبت می کند درباره این که ژاک بکر فیلمساز است صحبت نمی کند بلکه می گوید دوست من این فیلم را روایت می کند.
در ادامه می بینیم که در اولین سکانس شخصیت ها به تماشاچی معرفی می شوند و نحوه معرفی شخصیت ها به این ترتیب است که با ورود تازه و نحوه وارد آغاز می شود این یکی از الگوهای روایتی معمول در تاریخ سینماست یعنی جمعی که با هم تجربه های زیادی داشتد و دوستی آنها شکل گرفته است و با ورود این تازه وارد ممکن است بعضی مسایل تغییر کند این تازه وارد جوانی است که با ورودش به سلول شرایطی را تغییر می دهد و بیننده خیلی زود در دقایق ۱۰، ۱۲ فیلم متوجه می شود که چهار نفر زندانی که محکوم به حبس یا اعدام هستند و قصد فرار از زندان را دارند که تلاش آنها برای فرار خیلی زود نمود پیدا می کند و ورود تازه وارد تمام ذهنیات آنها را بر هم می زند و حالا مساله ای که پیش می آید که مساله اصلی فیلم است و آن اعتماد و خیانت است که چهار نفری که روابط صمیمانه ای با یکدیگر دارند می توانند به تازه وارد اطمینان کنند یا اینکه بهتر است نقشه فرارشان را از او مخفی کنند واین کشاکش اصلی فیلم است.
این فیلم با کنترل فوق العاده و کم نظیری موفق می شود که داستان را با همین "تم "ادامه دهد.
از این به بعد فیلم، شخصیت پردازی است و در عین حال ماجرایی که چگونگی فرار را روایت می کند فیلمساز با دقت زیاد سعی می کند به مخاطب نشان دهد که چگونه ممکن است بتوان از این سلول فرار کرد.در ابتدا که تلاش شخصیت ها را می بینیم مخاطب نمی تواند فکر کند که چگونه از چنین سلولی می توان فرار کرد و وقتی کنترل زندان را می بیند به یقین می رسد.
فیلمسازخیلی سعی دارد که تمام جزییات را به شکل قابل باوری به بیننده نشان دهد به همین دلی پلان های پایانی به شکل پلان سکانس فیلمبرداری شده است یعنی بین آن قطعی انجام نمی شود زیرا بیننده را منتقاعد کند که جزییات این نقشه به چه ترتیب طراحی شده است حفره فیلمی با جزییات فراوان است فیلمی که داستان خیلی پرشاخ و برگ و پر شخصیتی ندارد و متمرکز بر چند شخصیت محدود و مکانی محدود است و داستان خود را در همانجا تعریف می کند از این جهت فیلم خاص و متفاوت است.
فیلمبرداری سیاه و سفید و چشمگیر فیلم و استفاده نکردن فیلمساز از موسیقی نقش مهمی بر تمرکز فیلم دارد.
روایت فیلم "حفره "به سمت نوعی فیلم مستند پیش می رود و سعی می کند با لحن گزارش و مستند به خود واقعه تمرکز کند و جزییات واقعه را نشان دهد.
پیچش دراماتیک در فیلم نیز یا غافلگیری بیشتر نیست که در انتهای فیلم رخ می دهد و مابقی سیری است که در داستان به ترتیب جلو می رود اما چیزی که نشانه های فیلم را از جهت شباهت های آن با مکتب رئالیسم شاعرانه نمایان کند از دل روابط پنج نفره بیرون می آید.
در مکتب رئالیسم شاعرانه فیلم معروفی به نام "توهم بزرگ" ساخته ژان رنوار داریم که استاد ژاک بکر بوده و بکر در ابتدا دستیار او بود. حفره می تواند از لحاظی توهم بزرگ را به یاد آورد به این دلیل که در توهم بزرگ نیز ظاهرا یک فیلم جنگی را تماشا می کنیم که در این فیلم نیز به پیروی از مکتب رئالیسم شاعرانه همین شیوه را در پیش می گیرد در واقع حفره نیز همین مدل راتکرار می کند و گرچه مساله فرار جدی تر است شخصیت ها را در تقابل با یکدیگر می بینم، تضاد طبقاتی، اختلاف فرهنگی و روابط خانوادگی آنها که در نهایت منجر به گره اصلی فیلم می شود که دستمایه اصلی فیلم است.
لازم است بگویم که بازیگران این فیلم بسیار با دقت انتخاب شده اند و شاید همین مساله وجه تمایز این فیلم با فیلم های دیگر مثل یک محکوم به مرگ گریخت که در همان سال ها توسط منتقدین با حفره مقایسه شده است باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خبرگزاری ایسکانیوز